آسیب شناسی تخصیص منابع از جانب دولت در پیاده روی اربعین؛ با کاربست روش دلفی فازی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اقتصاد اسلامی، دانشگاه امام صادق، تهران، ایران

2 استادیار اقتصاد اسلامی، دانشگاه امام صادق، تهران، ایران

چکیده

چکیده گسترده
مقدمه و اهداف: پیاده‌روی اربعین حسینی به‌عنوان بزرگ‌ترین اجتماع مذهبی جهان، سالانه میلیون‌ها زائر از کشورهای مختلف به‌ویژه ایران را به خود جذب می‌کند و به یکی از مهم‌ترین رخدادهای دینی و اجتماعی جهان اسلام تبدیل شده است. در سال‌های اخیر افزایش حضور زائران ایرانی موجب شده دولت در قالب نهادهای مختلف خود را متعهد به ایفای نقش در تأمین زیرساخت‌ها، خدمات رفاهی، بهداشتی و امنیتی بداند. باوجود خدمات گسترده، در عمل چالش‌هایی در حوزه تأمین مالی و تخصیص بهینه منابع مشاهده می‌شود. ازاین‌رو، ضرورت بازاندیشی در نقش و میزان مداخله دولت در این رویداد آشکار است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی آسیب‌های ناشی از مشارکت دولت در تأمین وجوه و تخصیص منابع پیاده‌روی اربعین انجام شده است. تمرکز اصلی بر شناسایی چالش‌های نهادی، زیرساختی و فرهنگیِ ناشی از الگوی مداخله مالی دولت در این رویداد است تا بتوان چهارچوبی برای بهبود سیاست‌گذاری و استفاده کارآمد از منابع ارائه کرد. این مطالعه تلاش دارد ضمن تبیین ابعاد اقتصادی و مدیریتی اربعین، زمینه‌ای برای تقویت مشارکت مردمی و ارتقای هماهنگی بین‌بخشی در سیاست‌های اربعینی فراهم کند.
روش: روش پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر تکنیک دلفی فازی است. انتخاب این روش به‌دلیل پیچیدگی پدیده و کمبود داده‌های آماری درباره ابعاد مالی پیاده‌روی اربعین انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۳ نفر از خبرگان حوزه‌های اقتصاد اسلامی، مدیریت، علوم اجتماعی، و فعالان اجرایی اربعین از ایران و عراق است که براساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها در سه مرحله مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. در مرحله نخست، فهرستی از آسیب‌ها و چالش‌های احتمالی مداخله دولت در تأمین مالی استخراج شد. در مرحله دوم، خبرگان به هر مؤلفه از ۱ تا ۵ امتیاز دادند تا اهمیت نسبی آنها تعیین شود. سپس در مرحله سوم برای دستیابی به اجماع، نتایج دور دوم مجدداً برای خبرگان ارسال و نظرات تعدیل شد. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از طیف فازی مثلثی و میانگین‌گیری فازی تجزیه و تحلیل شدند. سرانجام با فازی‌زدایی مقادیر و مقایسه میانگین‌های دو مرحله، میزان اجماع بررسی شد. شاخص اختلاف کمتر از 1/0 به‌عنوان معیار اجماع پذیرفته شد و پس از تأیید این معیار، اولویت‌بندی نهایی آسیب‌ها انجام گرفت. این روش امکان جمع‌بندی دیدگاه‌های متنوع نخبگان و رسیدن به نتایج قابل‌اتکا را فراهم کرد.
نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد در مجموع ۲۱ مؤلفه به‌عنوان آسیب‌های مشارکت دولت در تأمین مالی پیاده‌روی اربعین شناسایی شدند که در سه دسته نهادی، زیرساختی و فرهنگی طبقه‌بندی می‌شوند. تحلیل فازی نشان می‌دهد آسیب‌های نهادی از بیشترین اهمیت برخوردارند (میانگین 7/0)، سپس آسیب‌های فرهنگی (66/0) و در نهایت آسیب‌های زیرساختی (53/0). در میان آسیب‌های نهادی، «ناکارآمدی و عدم‌نگاه بلندمدت در تصمیمات دولت برای تأمین وجوه» بالاترین رتبه را به خود اختصاص داده است. در حوزه فرهنگی، «عدم‌توجه کافی به هنجارها و ارزش‌ها و نظام انگیزشی پیاده‌روی اربعین» مهم‌ترین آسیب تشخیص داده شد.
در بخش زیرساختی نیز «عدم‌استفاده کافی از ظرفیت‌های منابع مردمی» در رتبه نخست قرار گرفت. همچنین، فقدان سند بالادستی، عدم‌تفکیک وظایف میان دستگاه‌ها، ضعف تعاملات بین‌المللی در تأمین مالی، و فقدان نظام شفاف اطلاعات مالی از دیگر چالش‌های مهم احصاءشده بودند. نتایج نشان می‌دهد بسیاری از آسیب‌ها ناشی از تمرکز بیش‌ازحد دولت، کم‌توجهی به ظرفیت‌های مردمی و خیریه‌ها، و ناهماهنگی میان دستگاه‌هاست که موجب اتلاف منابع و کاهش کارایی مالی می‌شود.
بحث و نتیجهگیری: یافته‌ها نشان می‌دهد نقش دولت در تأمین مالی اربعین اگرچه ضروری است، اما در صورت نبود راهبرد مشخص و هماهنگ، می‌تواند به ناکارآمدی و کاهش اثربخشی مشارکت مردمی منجر شود. ازاین‌رو، لازم است دولت به‌جای مداخله مستقیم، نقش سیاست‌گذار، تسهیل‌گر و ناظر را ایفا نماید. تنظیم «سند جامع اربعین» برای مشخص کردن اولویت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، می‌تواند گامی اساسی در جهت رفع ناهماهنگی‌ها و افزایش شفافیت باشد. افزون‌براین، ایجاد سازوکارهای تشویقی برای بهره‌گیری از منابع نذر، وقف، صندوق‌های نیکوکاری و پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی می‌تواند بار مالی دولت را کاهش داده و مشارکت مردم را تقویت کند. تقویت همکاری بین‌بخشی، استفاده از فناوری‌های داده‌محور برای رصد هزینه‌ها، و آموزش مدیران در حوزه اقتصاد مناسک از دیگر راهکارهای پیشنهادی است. همچنین، تأکید بر حفظ فرهنگ بومی میزبانان عراقی و پرهیز از رقابت‌جویی در خدمات‌رسانی از منظر فرهنگی ضروری است. سرانجام، رویداد اربعین می‌تواند نمونه‌ای از الگوی اقتصاد اسلامی مردمی باشد که در آن ایثار، تعاون و ایمان جایگزین سودمحوری می‌شود؛ اما تحقق این هدف نیازمند مداخله آگاهانه و هوشمندانه دولت در چهارچوب عدالت، کارایی و احترام به ارزش‌های معنوی است.

کلیدواژه‌ها