تحلیل نقش اعتماد نهادی و سرمایه روان‌شناختی در تقویت مشارکت‌های خیریه‌ای در ایران: رهیافت معادلات ساختاری

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

2 موسسه آموزش عالی علوم اسلامی انسانی، دانشگاه بین المللی المصطفی

10.30471/jee.2026.11440.2559

چکیده

با وجود رواج هنجارهای خیرخواهانه، سال‌های اخیر با چالش‌های فزاینده‌ای در تداوم و گسترش مشارکت خیریه در ایران همراه بوده است. نااطمینانی اقتصادی، کاهش اعتماد نهادی و افزایش فشارهای اجتماعی، نگرانی‌هایی را درباره پایداری بلندمدت مشارکت داوطلبانه و خیریه ایجاد کرده است. پژوهش‌های موجود نشان می‌دهد که مشارکت خیریه را نمی‌توان صرفاً با متغیرهای اقتصادی تبیین کرد؛ بلکه این پدیده حاصل برهم‌کنش شرایط نهادی و منابع روان‌شناختی فردی است. اعتماد نهادی، که به‌عنوان اعتماد شهروندان به سلامت، کارآمدی و اثربخشی نهادهای دولتی، مذهبی و مدنی تعریف می‌شود، نقشی اساسی در شکل‌دهی کنش جمعی دارد. به‌طور مشابه، سرمایه روان‌شناختی ـ شامل امید، خوش‌بینی، تاب‌آوری و خودکارآمدی ـ منبعی درونی و کلیدی است که افراد را قادر می‌سازد در شرایط عدم قطعیت به رفتارهای نوع‌دوستانه روی آورند.

در حالی که مطالعات پیشین هر یک از این عوامل را به‌طور جداگانه بررسی کرده‌اند، پژوهش‌های تجربی که به‌صورت هم‌زمان اثرات مستقیم و غیرمستقیم آن‌ها را در قالب یک چارچوب تحلیلی یکپارچه بررسی کنند، در بستر ایران محدود است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش اعتماد نهادی در تقویت مشارکت خیریه، با تأکید ویژه بر نقش میانجی سرمایه روان‌شناختی انجام شده است. این تحقیق با بهره‌گیری از رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری، می‌کوشد تبیینی جامع از سازوکارهای روانی-اجتماعی تسهیل‌کننده کنش‌گری خیریه در سطح ملی ارائه دهد.

روش:

پژوهش حاضر از نظر روش‌شناختی یک مطالعه کمی و مقطعی مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه افراد ۱۸ سال و بالاتر ساکن مناطق شهری و روستایی ایران در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ است. به‌منظور تضمین نمایندگی مناسب و پوشش تنوع جمعیتی و اجتماعی-اقتصادی، از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای چندمرحله‌ای استفاده شد. طبقه‌بندی نمونه بر اساس منطقه جغرافیایی، جنسیت، محل سکونت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی انجام گرفت و سپس در هر طبقه، نمونه‌ها به‌صورت تصادفی انتخاب شدند.

در مجموع، ۵۰۰ پرسشنامه معتبر از افرادی گردآوری شد که تجربه یا آشنایی با فعالیت‌های خیریه، از جمله کمک مالی، داوطلبی یا تعامل با سازمان‌های خیریه داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها یک پرسشنامه ساختاریافته شامل سه مقیاس استاندارد بود. اعتماد نهادی با استفاده از یک مقیاس شش‌گویه‌ای برای سنجش اعتماد به نهادهای دولتی، مذهبی و مدنی اندازه‌گیری شد. سرمایه روان‌شناختی از طریق یک مقیاس دوازده‌گویه‌ای شامل چهار بعد امید، خوش‌بینی، تاب‌آوری و خودکارآمدی سنجش گردید. مشارکت خیریه نیز با یک مقیاس هشت‌گویه‌ای که اشکال رسمی و غیررسمی مشارکت را در بر می‌گرفت، اندازه‌گیری شد.

کلیه گویه‌ها بر اساس مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت تنظیم شدند. روایی محتوایی ابزار از طریق نظر خبرگان تأیید شد و یک مطالعه مقدماتی برای اطمینان از شفافیت و پایایی پرسشنامه انجام گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس انجام شد. این روش به دلیل تناسب با مدل‌های علی پیچیده و مقاومت در برابر توزیع‌های غیرنرمال داده‌ها انتخاب گردید. تحلیل در دو مرحله صورت گرفت: ابتدا ارزیابی مدل اندازه‌گیری و سپس آزمون مدل ساختاری شامل اثرات مستقیم و غیرمستقیم، با استفاده از روش بوت‌استرپینگ و ۵۰۰۰ بازنمونه‌گیری.

نتایج:

ارزیابی مدل اندازه‌گیری نشان داد که کلیه سازه‌ها از پایایی و روایی قابل قبول برخوردارند. مقادیر پایایی ترکیبی در بازه ۰٫۸۲ تا ۰٫۹۱ قرار داشت که بیانگر انسجام درونی مناسب شاخص‌هاست. روایی همگرا نیز تأیید شد؛ به‌طوری که میانگین واریانس استخراج‌شده برای تمامی متغیرهای پنهان بیش از ۰٫۵۰ بود و تمامی بارهای عاملی معنادار و بزرگ‌تر از ۰٫۶۰ به دست آمد.

نتایج مدل ساختاری نشان داد که اعتماد نهادی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر مشارکت خیریه دارد (ضریب مسیر = ۰٫۴۱، آماره تی = ۷٫۱۲، سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱). این نتیجه بیانگر آن است که افرادی که از اعتماد بیشتری به نهادهای رسمی برخوردارند، احتمال بیشتری برای مشارکت در فعالیت‌های خیریه دارند. همچنین سرمایه روان‌شناختی اثر مستقیم و معنادار مثبتی بر مشارکت خیریه نشان داد (ضریب مسیر = ۰٫۳۶، آماره تی = ۶٫۴۵، سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱)، که حاکی از نقش تقویت‌کننده منابع روان‌شناختی در گرایش به رفتارهای نوع‌دوستانه است.

علاوه بر این، اعتماد نهادی اثر مثبت و معناداری بر سرمایه روان‌شناختی داشت (ضریب مسیر = ۰٫۳۸، آماره تی = ۶٫۰۲، سطح معناداری = ۰٫۰۰۱)، که نشان می‌دهد محیط نهادی قابل اعتماد به تقویت ظرفیت‌های روان‌شناختی افراد کمک می‌کند. تحلیل اثرات میانجی تأیید کرد که سرمایه روان‌شناختی به‌طور جزئی رابطه بین اعتماد نهادی و مشارکت خیریه را میانجی‌گری می‌کند. اثر غیرمستقیم اعتماد نهادی از طریق سرمایه روان‌شناختی معنادار بود (اثر غیرمستقیم = ۰٫۱۱، سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱). اثر کل اعتماد نهادی بر مشارکت خیریه، با در نظر گرفتن مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم، برابر با ۰٫۵۲ برآورد شد. از نظر توان تبیینی، مدل توانست ۴۷ درصد از واریانس مشارکت خیریه و ۲۹ درصد از واریانس سرمایه روان‌شناختی را توضیح دهد. شاخص برازش کلی مدل برابر با ۰٫۵۲ محاسبه شد که نشان‌دهنده برازش قابل قبول و استحکام ساختاری مدل است.

بحث و نتیجه‌گیری:

یافته‌های این پژوهش نقش محوری اعتماد نهادی و سرمایه روان‌شناختی را در شکل‌دهی مشارکت خیریه در ایران برجسته می‌سازد. اثر مثبت اعتماد نهادی بیانگر اهمیت نهادهای معتبر، شفاف و پاسخ‌گو در تقویت کنش‌گری مدنی است. هنگامی که افراد نهادها را قابل اعتماد تلقی می‌کنند، باور بیشتری به معنادار و اثربخش بودن مشارکت خیریه خود پیدا می‌کنند. نقش معنادار سرمایه روان‌شناختی نیز نشان می‌دهد که منابع درونی فردی، حلقه واسط مهمی در تبدیل شرایط نهادی به رفتارهای واقعی اجتماعی هستند.

نقش میانجی سرمایه روان‌شناختی حاکی از آن است که اعتماد نهادی نه‌تنها به‌صورت مستقیم، بلکه از طریق تقویت امید، تاب‌آوری و احساس خودکارآمدی افراد، مشارکت خیریه را افزایش می‌دهد. از منظر سیاست‌گذاری، این نتایج بر ضرورت اتخاذ رویکردی دوگانه تأکید دارد: از یک‌سو ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی نهادی برای افزایش اعتماد عمومی، و از سوی دیگر طراحی برنامه‌های اجتماعی و آموزشی برای تقویت سرمایه روان‌شناختی شهروندان. در مجموع، مشارکت خیریه در ایران حاصل برهم‌کنش سازوکارهای نهادی و روان‌شناختی است. توجه هم‌زمان به این دو بعد می‌تواند مسیرهای پایدارتر و فراگیرتری را برای توسعه فعالیت‌های خیریه و نوع‌دوستانه در سطح جامعه فراهم سازد.

کلیدواژه‌ها