پیامدهای سیطرۀ صوری‎گرایی در علم اقتصاد

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج. ایران

2 دکتری اقتصاد بخش عمومی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

10.30471/jee.2026.11834.2575

چکیده

چکیده گسترده
مقدمه و اهداف: در دهه‎های اخیر، فاصله فزاینده میان مدل‎های صوری‎گرایانه و ریاضی اقتصاد و واقعیت‎های نهادی و رفتاری، به یکی از چالش‎های بنیادین اقتصاد متعارف تبدیل شده است. با وجود پیچیدگی روزافزون ابزارهای ریاضی و گسترش رویکرد فرمالیستی یا صوری‎گرایی، توان تبیینی بسیاری از این چهارچوب‎ها در توضیح پدیده‎های اقتصادی واقعی به‎طور جدی مورد تردید قرار گرفته است. این شکاف را نمی‎توان صرفاً به ناکامی‎های تجربی، محدودیت داده‎ها یا خطاهای سیاست‎گذاری تقلیل داد. مسئله عمیق‎تر از آن است که در سطح کاربردی باقی بماند. درواقع، آنچه در بطن این بحران نهفته است، تحولی روش‎شناختی در معیارهای علمی ‎بودن اقتصاد است؛ تحولی که طی آن، دقت و اعتبار علمی به‎تدریج از تبیین تجربی، نهادی و تاریخی به انسجام صوری و سازگاری آکسیوماتیک منتقل شده است. هرچند ادبیات گسترده‎ای به نقد ریاضی‎سازی افراطی اقتصاد پرداخته است، بخش عمده‎ای از این نقدها یا بر پیامدهای سیاستی مدل‎های اقتصادی تمرکز داشته‎اند یا به آزمون‎های تجربی محدود شده‎اند. در مقابل، بررسی نظام‎مند بنیان‎های فلسفی و روش‎شناختی صوری‎گرایی آکسیوماتیک و چگونگی ورود آن به اقتصاد متعارف، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
پرسش اصلی این مقاله آن است که صوری‎گرایی آکسیوماتیک چگونه به معیار علمی ‎بودن اقتصاد متعارف تبدیل شده و این بازتعریف چه پیامدهایی برای توان تبیینی اقتصاد داشته است. مقاله استدلال می‎کند که این تحول، هرچند انسجام درونی و دقت صوری مدل‎های اقتصادی را افزایش داده، اما به بهای حذف یا به‎حاشیه‎ راندن واقعیت‎های نهادی، تاریخی و رفتاری تمام شده و در نهایت به نوعی فقر تبیینی منجر شده است.
روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، تحلیلی-انتقادی است. داده‎های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه‎ای و بررسی متون معتبر در سه حوزه گردآوری شده‎اند:
۱. فلسفه و مبانی ریاضیات (برای فهم خاستگاه صوری‎گرایی)؛
۲. تاریخ تحولات اقتصادی (برای ردیابی ورود ریاضیات به اقتصاد)؛
۳. روش‎شناسی و فلسفه اقتصاد (برای استخراج نقدهای موجود).
برای تحلیل داده‎ها از روش تحلیل محتوای کیفی با جهت‎گیری انتقادی استفاده شده است. در این فرایند، مفاهیم کلیدی استخراج، دسته‎بندی و سپس در چهارچوب سؤال اصلی پژوهش یعنی «تبیین و نقد سیطره صوری‎گرایی ریاضی بر اقتصاد متعارف» تفسیر شده‎اند. استدلال نهایی مقاله با رویکرد قیاسی-تحلیلی شکل گرفته است؛ بدین صورت که ابتدا مبانی صوری‎گرایی از ریاضیات استنتاج شد، سپس تطبیق و پیامدهای آن در اقتصاد بررسی و در نهایت با توجه به کاستی‎های شناسایی‎شده، نادرستی این چرخش پارادایمی برای اقتصاد بومی نتیجه‎گیری شده است. اعتبار تحلیل از طریق گسترش منابع و استناد به دیدگاه‎های موافق و منتقد تضمین شده است.
نتایج: این مقاله با تکیه بر یک بازخوانی انتقادی، نشان داد که سیطرۀ صوری‎گرایی در علم اقتصاد را نمی‎توان صرفاً به‎منزله پیشرفت ابزارهای تحلیلی یا افزایش دقت علمی تفسیر کرد. صوری‎گرایی با تأکید بر نمادها، قواعد مکانیکی و استقلال استدلال‎ها از محتوا، به‎تدریج به این تلقی انجامید که اعتبار یک نظریه نه در مطابقت با واقع، بلکه در قابلیت اثبات صوری آن در یک چارچوب آکسیوماتیک است. با گسترش این نگرش به اقتصاد، نوعی انتقال معیار علمی‎بودن از «تبیین پدیده‎های اقتصادی» به «انسجام و سازگاری صوری» رخ داد. در این چهارچوب، اقتصاد بیش از آنکه به‎عنوان یک علم اجتماعی تلقی شود، به علوم غیرانسانی به‎ویژه علوم دقیقه و مهندسی شباهت یافته است. صوری‎گرایی ریاضی، که طی چند دهه گسترش یافته، به وضعیتی انجامیده است که در آن یادگیری و تولید نظریه‎های اقتصادی در سطوح پیشرفته بدون تسلط بر ریاضیات سطح بالا تقریباً ناممکن شده است.
در چنین وضعیتی، تمرکز بر صورت و فرم استدلال جایگزین توجه به محتوای آن و ارتباطش با جهان واقعی می‎شود. سیطرۀ صوری‎گرایی اگرچه به افزایش دقت و وضوح برای استدلال اقتصادی منجر شده، اما موجب گریز از مسائل اقتصادی‎ واقعی شده است که در یک چهارچوب آکسیوماتیک قابلیت بررسی و مطالعه ندارند. به‌دلیل این سیطره، هر تحلیلی نیازمند دانستن تکنیک‎های اقتصاد ریاضی و سنجی است و روش‎های تاریخی، مطالعات میدانی و سایر روش‎های کیفی از قبیل تحلیل گفتمان ارزش ناچیزی داشته باشد. با استفاده از تحلیل‎های انجام‎شده، این مقاله نتیجه می‎گیرد که سیطره صوری‎گرایی پیامدهای زیر را برای اقتصاد در پی دارد:

عدم واقع‌گرایی؛
سرپوش گذاشتن بر وجوه ایدئولوژیک و ارزش‎محور علم اقتصاد؛
کمیّت‎گرایی محض و غفلت از وجوه کیفی حیات اقتصادی؛
تعیّن‎گرایی (جبرگرایی) و نفی آزادی کنش‎گری انسانی.

بحث و نتیجهگیری: گسترش صوری‎گرایی در علم اقتصاد به از دست رفتن ارتباط معنادار با پیچیدگی‎های نهادی، تاریخی و رفتاری واقعیت اقتصادی منجر شده است. رفته‎رفته این نقص نه‌تنها حل نشده، بلکه در زیر پوششی از پیچیدگی‎های فنی روزافزون (همچون به‌کارگیری فزایندۀ مدل‎های DSGE و ریاضیات پیشرفته) پنهان شده است. موفقیت‎های محدود این رویکرد عمدتاً در حوزه‎هایی رخ داده که متغیرها تا حد زیادی از عوامل کیفی و انسانی مستقل هستند، اما تعمیم آن به تحلیل کلان مسائلی با ابعاد انسانی و کیفی مانند نابرابری، قدرت و تحول تاریخی، با محدودیت‎های ذاتی روبه‌روست. نقد صوری‎گرایی به‎معنای نفی کاربرد ریاضیات در اقتصاد نیست؛ بلکه دعوت به بازاندیشی در معیارهای علمی ‎بودن است. بازگرداندن تبیین، ارتباط تجربی و معناداری اجتماعی به مرکز ارزیابی نظریه‎ها می‎تواند به احیای جایگاه اقتصاد به‎عنوان یک علم اجتماعی کمک کند و از فروکاست آن به مجموعه‎ای از تمرین‎های صوریِ مستقل از واقعیت جلوگیری نماید.

کلیدواژه‌ها


اسلاملوئیان، کریم (1383). مکانیک مطلوبیت و نفع شخصی نگرشی دوباره به دکترین فایده‎گری جیونز. تحقیقات اقتصادی، (64)، 1-28. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.00398969.1383.39.1.1.0
مالجو، محمد (1381). تغییر گفتار اقتصادی در آینه مجله تحقیقات اقتصادی. در: مجموعه مقاله‎های اولین همایش دستاوردهای آموزشی و پژوهشی علم اقتصاد در ایران. تهران: مرکز تحقیقات اقتصاد ایران، دانشگاه علامه طباطبایی. ص260-233.
مقدم‌حیدری، غلامحسین (1387). جامعه‌شناسی اثبات  ریاضی. تهران: سمت.
نبوی، لطف الله (1384). مبانی منطق و روش‌شناسی، تهران: دانشگاه تربیت مدرس.
References
Arrow, K. J., & Intriligator, M. D. (2000). Historical introduction. In Handbook of Mathematical Economics (pp. 1–14). Mary Ward Books.
Audi, R. (Ed.). (1999). The Cambridge Dictionary of Philosophy (2nd ed.). Cambridge University Press.
Avigad, J. (2007). Philosophy of mathematics. In C. Boundas (Ed.), The Edinburgh Companion to the 20th Century Philosophies. Edinburgh University Press.
Backhouse, R. E. (1997). Truth and Progress in Economic Knowledge. Edward Elgar.
Backhouse, R. E. (1998). If mathematics is informal, then perhaps we should accept that economics must be informal too. The Economic Journal, 108, 1848–1858. https://doi.org/10.1111/1468-0297.00380
Blaug, M. (2003). The formalist revolution of the 1950s. In W. J. Samuels, J. E. Biddle, & J. B. Davis (Eds.), A Companion to the History of Economic Thought (pp. 395–410). Blackwell.
Bunnin, N., & Yu, J. (2004). The Blackwell Dictionary of Western Philosophy. Blackwell Publishers.
Chiang, A. C. (1974). Fundamental Methods of Mathematical Economics (2nd ed.). McGraw-Hill.
Chick, V., & Dow, S. C. (2001). Formalism, logic and reality: A Keynesian analysis. Cambridge Journal of Economics, 25, 705–722. https://doi.org/10.1093/cje/25.6.705
Debreu, G. (2008). Mathematical economics. In S. N. Durlauf & L. E. Blume (Eds.), The New Palgrave Dictionary of Economics (2nd ed., Vol. 5, pp. 454–460). Palgrave Macmillan.
Derakhshan, M. (2014). Methodological shortcomings in classical mathematical economics: A critical examination of the contributions of Cournot, Jevons and Walras. Iranian Journal of Economic Studies, 3(1), 61–82. https://doi.org/10.22099/ijes.2014.3112
Dow, S. C. (1999). The Use of Mathematics in Economics. Paper presented at the ESRC Public Understanding of Mathematics Seminar, Birmingham, 21–22 May 1999.
Dow, S. C. (2001). Post Keynesian methodology. In R. Holt & S. Pressman (Eds.), A New Guide to Post Keynesian Economics (pp. 11–20). Routledge.
Dow, S. C. (2002). Economic Methodology: An Inquiry. Oxford University Press.
Eslamlouyian, K. (2005). The mechanics of utility and self-interest: A reappraisal of Jevons's utilitarian doctrine. Tahqiqat-e Eqtesadi (Economic Research), (64), 1–28. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.00398969.1383.39.1.1.0 [In Persian]
Hausman, D. M. (1989). Economic methodology in a nutshell. The Journal of Economic Perspectives, 3(2), 115–127.
Hodgson, G. M. (2019). Is There a Future for Heterodox Economics?: Institutions, Ideology and a Scientific Community. Edward Elgar Publishing.
Honderich, T. (Ed.). (1995). The Oxford Companion to Philosophy. Oxford University Press.
Jehle, G. A., & Reny, P. J. (2000). Advanced Microeconomic Theory (2nd ed.). Addison Wesley.
Jevons, W. S. (2013). The Theory of Political Economy. Springer. (Original work published 1871)
Kahneman, D., & Tversky, A. (2013). Prospect theory: An analysis of decision under risk. In Handbook of the Fundamentals of Financial Decision Making: Part I (pp. 99–127).
Kesting, P., & Vilks, A. (2004). Formalism. In J. Davis, A. Marciano, & J. Runde (Eds.), The Elgar Companion to Economics and Philosophy (pp. 283–298). Edward Elgar.
Lacey, A. R. (1996). A Dictionary of Philosophy (3rd ed.). Routledge.
Losee, J. (2004). Theories of Scientific Progress: An Introduction. Routledge.
Maljoo, M. (2003). The transformation of economic discourse in the mirror of the Journal of Economic Research. In Proceedings of the First Conference on the Educational and Research Achievements of Economics in Iran (pp. 233–260). Iran Economic Research Center, Allameh Tabataba'i University. [In Persian]
McCloskey, D. N. (1994). Knowledge and Persuasion in Economics. Cambridge University Press.
Mirowski, P. (2014). Never Let a Serious Crisis Go to Waste: How Neoliberalism Survived the Financial Meltdown. Verso Books.
Nicholson, M. (2001). Formal theory. In R. J. B. Jones (Ed.), Routledge Encyclopedia of International Political Economy (Vol. 1, pp. 566–567). Routledge.
Parsons, C. (2005). Mathematics, foundations of. In D. M. Borchert (Ed.), Encyclopedia of Philosophy (2nd ed., Vol. 6, pp. 20–57). Macmillan.
Rosenberg, A. (2018). Philosophy of Social Science. Routledge.
Rutherford, D. (2002). Routledge Dictionary of Economics (2nd ed.). Routledge.
Schumacher, E. F. (1973). Small Is Beautiful: Economics as if People Mattered. Blond & Briggs.
Thaler, R. H. (2015). Misbehaving: The Making of Behavioral Economics. W. W. Norton & Company.