تعیین اولویت سیاست‌های سرمایه‌گذاری استانی؛ با معیار تله توسعه منطقه‌ای و درآمد سرانه استانی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه اقتصاد، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

3 دانشجوی دکتری اقتصاد اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران

10.30471/jee.2026.11928.2585

چکیده

چکیده گسترده
مقدمه و اهداف: بازارهای بی‌ضابطه به تشدید نابرابری منطقه‌ای منجر می‌شود و کاهش آن نیازمند سیاست‌گذاری دولت است. یکی از این سیاست‌ها، سرمایه‌گذاری در تولید است. از طرفی سیاست‌گذاری، نیازمند پاسخ به این سؤال است که این سیاست در کدام مناطق باید اجرا شود؟ برای پاسخ به این سؤال، باید مناطق مختلف را دسته‌بندی نمود و این دسته‌بندی‌، به چند دلیل ضروری است. نخست، همه مناطق یک کشور، ویژگی‌های یکسانی با یکدیگر ندارند؛ اما دسته‌هایی وجود دارد که مناطق ذیل هر دسته، ویژگی‌های مشابهی دارند. دوم، «دلایل هنجاریِ» اجرای سیاست‌ها و همچنین، «اهمیت و اولویت‌» در دسته‌های مختلف، متفاوت است. سوم، «نوع سیاست‌ها» در دسته‌های مختلف، متفاوت است. بنابراین، یکی از اهداف این مطالعه، دسته‌بندی استان‌های مختلف است.
از طرفی اولویت‌بندی میان دسته‌ها، با هدف تحقق عدالت منطقه‌ای ضروری می‌باشد؛ زیرا پیشرفت بدون عدالت، مطابق با هنجارهای اسلامی نیست. براساس دیدگاه شهید صدر، تأمین اجتماعی در اسلام در دو مرحله انجام می‌شود. در مرحله اول، دولت زمینه اشتغال را برای همه افراد فراهم می‌نماید تا نیازهایشان را عزتمندانه و توسط فعالیت خودشان در بازار تأمین کنند. در مرحله دوم، دولت، افرادی را که به‌دلیل بیکاری یا کم‌درآمدی، فقیر هستند، تحت حمایت مالی قرار می‌دهد. بنابراین، برای تحقق عدالت منطقه‌ای، توجه به دو «معیار هنجاری اسلامی» (رفع فقر و فراهم کردن فرصت‌های شغلی) ضروری می‌باشد.
روش: این مطالعه با روش تحلیلی-توصیفی، استان‌های مختلف ایران را براساس داده‌های 1390تا1400 و به کمک دو معیار «تله توسعه منطقه‌ای» و «درآمد سرانه استانی» اولویت‌بندی می‌کند. تله توسعه منطقه‌ای، وضعیت منطقه‌ای است که نمی‌تواند پویایی اقتصادی خود را نسبت به «گذشته» خود یا نسبت به مقیاس «ملی» حفظ کند. برای محاسبه تله توسعه منطقه‌ای، از سه شاخص «درآمد سرانه منطقه‌ای»، «نسبت اشتغال منطقه» و «بهره‌وری نیروی کار منطقه» استفاده می‌شود. از طرفی براساس شاخص درآمد سرانه استانی، استان‌ها در سه گروه «پردرآمد (بالاتر از میانگین ملی)»، «درآمد متوسط (بین 75-100% میانگین)» و «کم‌درآمد (کمتر از 75% میانگین ملی)» تقسیم‌بندی می‌شود. هر استانی که حداقل 6 سال از بازه 1390-1400 را ذیل یک گروه باشد، در آن گروه قرار داده می‌شود.
استان‌های کم‌درآمد، احتمال فقر بیشتری دارند. از طرفی تولید و اشتغال، در استان‌های گرفتار یا در معرض تله توسعه منطقه‌ای، رو به افول می‌رود؛ ازاین‌رو ترکیب دو معیار تله توسعه منطقه‌ای و درآمد سرانه استانی، متناسب با دو «معیار هنجاری اسلامی» (رفع فقر و فراهم کردن زمینه اشتغال) می‌باشد. افزون‌براین، رفع فقر به‌دلیل اثرات بالفعلش، از اولویت سیاست‌گذاری بیشتری نسبت به تله توسعه منطقه‌ای برخوردار است. با توجه به این نکات، استان‌ها ذیل 5 دسته اولویت‌بندی می‌شود: استان‌های کم‌درآمد و گرفتار تله توسعه (اولویت اول)، استان‌های کم‌درآمد بدون تله توسعه (اولویت دوم)، استان‌های درآمد متوسط گرفتار تله توسعه (اولویت سوم)، استان‌های پردرآمد گرفتار تله توسعه یا استان‌های درآمد متوسط بدون تله توسعه (هر دو ذیل اولویت چهارم) و استان‌‌های پردرآمد بدون تله توسعه (اولویت پنجم).
نتایج: براساس داده‌های با نفت، 8 استان و براساس داده‌های بدون نفت، 14 استان گرفتار یا در معرض تله توسعه منطقه‌ای هستند. از بین این دو نحوه محاسبه، محاسبه «بدون نفت» دقیق‌تر است؛ زیرا در شرایطی که درآمدهای نفتی کشور افول می‌کند، محاسبات با نفت، تله توسعه برخی استان‌ها را مخفی می‌کند. وقتی درآمدهای نفتی کشور در حال افول شدید است، «وضعیت بدتر بودن یک استان در مقایسه با کشور» (که نشانگر یک عنصر تله است)، می‌تواند در محاسبات «مخفی» بماند. به‌منظور مقایسه صحیح بین مقیاس استان و کشور، در هر دو مقیاس، باید وضعیت یکسانی در نظر گرفته شود؛ یعنی «استان‌های بدون نفت» باید با وضعیت «بدون نفت کشوری» مقایسه شوند؛ حتی در استان‌های «با نفت» نیز باید میزان نفت کسر شود و سپس وضعیت استان با وضعیت «بدون نفت کشوری» مقایسه شود؛ زیرا عمده درآمدهای نفتی استانی، درحقیقت، درآمد استان نیستند؛ بلکه به خزانه ملی واریز می‌شوند. بنابراین، در مورد همه استان‌ها باید از داده‌های بدون نفت استفاده کنیم.
با ترکیب دو معیار تله توسعه منطقه‌ای و درآمد سرانه استانی (براساس داده‌های بدون نفت)، اولویت‌بندی پنج‌گانه استانی به‌دست می‌آید؛ ایلام، چهارمحال‌وبختیاری، سیستان‌ و بلوچستان و قم، اولویت اول، استان‌های آذربایجان‌ غربی، اردبیل، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی، کردستان، گلستان و لرستان اولویت دوم هستند و یزد، سمنان و زنجان نیز اولویت پنجم سیاست‌گذاری هستند. ضمناً استان سیستان ‌و بلوچستان، کم‌درآمد بدون تله می‌باشد؛ یعنی ذیل اولویت دوم است؛ اما این استان را ذیل اولویت اول قرار دادیم؛ زیرا «متوسط 11ساله» درآمد سرانه استان سیستان به قیمت ثابت سال 1400، حدوداً یک سوم میانگین کشوری در این بازه است که نشانگر وضعیت نامناسب این استان می‌باشد و بنابراین، ذیل اولویت اول قرار داده شد.
بحث و نتیجهگیری: متناسب با اولویت‌‌بندی یادشده، در دسته‌های پنج‌گانه مناطق، پیشنهادهای سیاستی متفاوتی قابل ارائه است؛ در دو دسته اول، سیاست‌های سرمایه‌گذاری در «پذیرش فناوری‌های موجود» از سایر مناطق، اما در دسته سوم و چهارم، سیاست‌های «نوآوری در مرز فناوری» پیشنهاد می‌شود. همچنین، در دو دسته اول، پیشنهاد می‌شود دولت با سیاست‌هایی از قبیل ارائه اطلاعات آمایشی، تخفیف‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاران و قانون حداقل دستمزد منطقه‌ای، بخش خصوصی را تشویق به سرمایه‌گذاری در این مناطق نماید. البته ارزیابی موفقیت این بسته سیاستی نیازمند مطالعات موردی و پژوهش‌های مکان‌محور است.
افزون‌براین، پیشنهاد می‌شود به‌منظور تحقق عدالت منطقه‌ای، سازوکارهای تأمین مالی بانکی متناسب با اولویت‌های پنجگانه یادشده، جهت‌دهی شوند؛ زیرا مطابق ماده 2 قانون بانک مرکزی، یکی از اهداف بانک مرکزی، تحقق اهداف اقتصادی مندرج در قانون اساسی (از جمله اصل 43 و 48 قانون اساسی) می‌باشد. بنابراین، بانک مرکزی موظف است تسهیلات بانکی را به‌نحوی مدیریت کند که عدالت منطقه‌ای در تأمین مالی محقق شود.
ارزیابی عملکرد سیستم بانکی در بازه 1390-1400، نشان می‌دهد عملکرد بانک‌ها همسو با اولویت‌بندی پنج‌گانه یادشده نبوده، بلکه عمدتاً ناشی از مکانیسم‌های بازاریِ تشدیدکننده نابرابری منطقه‌ای بوده است؛ شاخص‌هایی مانند «نسبت تسهیلات به سپرده» و «تسهیلات سرانه» در برخی استان‌های اولویت چهارم و پنجم بالاتر از استان‌های اولویت اول و دوم است. حتی اگر این دو شاخص در همه استان‌ها برابر شود، لزوماً نابرابری منطقه‌ای کاهش نمی‌یابد؛ بلکه چرخه‌های خودتقویت‌کننده نابرابری منطقه‌ای تداوم می‌یابند؛ زیرا «جمعیت» نیز اهمیت دارد؛ بنابراین، در ارائه تسهیلات بانکی، شاخص «تسهیلات مطلق» نیز باید مورد توجه قرار گیرند.

کلیدواژه‌ها


منابع
آزاده، منصوره‌اعظم، و تیزچنگ، مهسا. (1399). فراتحلیل نابرابری در برنامه‌های توسعه منطقه‏ای. فصلنامه علمی برنامهریزی رفاه توسعه اجتماعی، (42)، 1-39. https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11921
آزادی، عباس، دل‌انگیزان، سهراب، و فلاحتی، علی. (1398). بررسی توسعه منطقه‌ای از دولت‌های سوم تا یازدهم (1360-1392) در ایران. اقتصاد و توسعه منطقهای، 26(17)، 1-32.  https://doi.org/10.22067/erd.v26i17.72964
اسکندری عطا، محمدرضا، مهرگان، نادر، پورفرج، علیرضا، و کریمی پتانلار، سعید (1398). تحلیل فضایی نابرابری منطقه ای با تأکید بر عوامل محیطی و سیاسی. اقتصاد و توسعه منطقهای، (18)، 197–219.  https://doi.org/10.22067/erd.v26i18.72081
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. (1404). مانده کل تسهیلات و سپرده‌های ریالی و ارزی بانک‌ها و مؤسسات اعتباری به تفکیک استان. https://cbi.ir/category/6068.aspx
پریزادی، طاهر، و میرزازاده، حجت. (1397). توسعه منطقه‌ای در ایران با رویکرد عدالت توزیعی. تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، ۱۸(50)، 179-198. Doi: 10.29252/jgs.18.50.179
جعفری، فیروز، حاتمی، افشار، و کرمی، سونیا. (1399). تحلیل فضایی توسعه منطقه‌ای استان‌های کشور بر مبنای شاخص‌های اقتصادی. نشریه علمی جغرافیا و برنامهریزی، ۲۴(۷۴)، ۶۱-۷۲.Doi: 10.22034/GP.2021.10901
حسینی، سیدرضا. (1393). سازوکارهای تأمین اجتماعی در رهیافت اسلامی. معرفت اقتصاد اسلامی، ۵(۲)، ۸۱-۱۰۶.https://marefateeqtesadi.nashriyat.ir/node/116
صدر، سیدمحمدباقر. (1417ه.ق.). اقتصادنا. دفتر تبلیغات اسلامی.
ضرابی، اصغر، و ایزدی، ملیحه (1392). تحلیلی بر توسعه منطقه‌ای استان‌های کشور. برنامهریزی فضایی (جغرافیا)، ۳(8)، 101–116.Doi: 20.1001.1.22287485.1392.3.1.6.3
قانون اساسی (1397). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به همراه نظرات تفسیری شورای نگهبان. تهران: پژوهشکده شورای نگهبان.
مجلس شورای اسلامی (1402). قانون بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.
مجلس شورای اسلامی (1403). قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۳-۱۴۰۷).
مرکز آمار ایران (1404). https://amar.org.ir
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. دفتر مطالعات اقتصادی (گروه توسعه و برنامه‌ریزی). (1393). مجموعه مطالعات منطقه ای و آمایش سرزمین در ایران (1) فراتحلیل نابرابری منطقه‌ای در ایران (ش. 14039). مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
References
Acemoglu, D., Aghion, P., & Zilibotti, F. (2006). Distance to frontier, selection, and economic growth. Journal of the European Economic Association, 4(1), 37–74. https://doi.org/10.1162/jeea.2006.4.1.37
Azādeh, M., & Tīzchang, M. (2020). A meta analysis of inequality in regional development programs. Social Development and Welfare Planning, (42), 1–39. https://doi.org/10.22054/qjsd.2020.11921 [In Persian]
Azādī, A., Delangīzān, S., & Fallāḥatī, A. (2019). Study regional development in the third to eleventh (1981–2013) governments in Iran. Economics and Regional Development, 26(17), 1–32. https://doi.org/10.22067/erd.v26i17.72964 [In Persian]
Baldwin, R. E., Forslid, R., Martin, P., Ottaviano, G., & Robert Nicoud, F. (2003). Economic geography and public policy. Princeton University Press.
Barca, F. (2009). An agenda for a reformed cohesion policy: A place based approach to meeting European Union challenges and expectations. Independent Report prepared at the request of the European Commissioner for Regional Policy, Danuta Hübner, European Commission, Brussels.
Central Bank of the Islamic Republic of Iran. (2025). Total balance of rial and foreign currency facilities and deposits of banks and credit institutions by province. https://cbi.ir/category/6068.aspx [In Persian]
Constitution of the Islamic Republic of Iran. (2018). The Constitution of the Islamic Republic of Iran with the interpretative opinions of the Guardian Council. Guardian Council Research Institute. [In Persian]
Diemer, A., Iammarino, S., Rodríguez Pose, A., & Storper, M. (2022). The regional development trap in Europe. Economic Geography, 98(5), 487–509. https://doi.org/10.1080/00130095.2022.2080655
Dunford, M. (2016). Regional development models. In D. Richardson (Ed.), The International Encyclopedia of Geography: People, the Earth, Environment and Technology (Vol. XI, pp. 5637–5656). Wiley.
Eskandarī-‘Atā, M. R., Mehrgān, N., Pūrfaraj, A., & Karīmī-Petanlar, S. (2020). Spatial analyses of regional inequality with emphasis on environmental and political factors. Economics and Regional Development, (18), 197–219. https://doi.org/10.22067/erd.v26i18.72081 [In Persian]
Farole, T., Rodríguez Pose, A., & Storper, M. (2011). Cohesion policy in the European Union: Growth, geography, institutions. Journal of Common Market Studies, 49(5), 1089–1111. https://doi.org/10.1111/j.1468 5965.2010.02161.x
Ḥoseīnī, S. R. (2014). The mechanism of social security in Islamic approach. Knowledge of Islamic Economics, 5(2), 81–106. https://marefateeqtesadi.nashriyat.ir/node/116 [In Persian]
Iammarino, S., Rodríguez Pose, A., & Storper, M. (2019). Regional inequality in Europe: Evidence, theory and policy implications. Journal of Economic Geography, 19(2), 273–298. https://doi.org/10.1093/jeg/lby021
Islamic Consultative Assembly. (2023). Law of the Central Bank of the Islamic Republic of Iran. [In Persian]
Islamic Consultative Assembly. (2024). Law on the Seventh Five Year Development Plan of the Islamic Republic of Iran (2024–2028). [In Persian]
Ja‘farī, F., Ḥatamī, A., & Karamī, S. (2021). Spatial analysis of regional development based on economic indices in Iran. Journal of Geography and Planning, 24(74), 61–72. https://doi.org/10.22034/GP.2021.10901 [In Persian]
Kemeny, T., & Storper, M. (2012). The sources of urban development: Wages, housing, and amenity gaps across American cities. Journal of Regional Science, 52(1), 85–108. https://doi.org/10.1111/j.1467 9787.2011.00754.x
McCann, P. (2013). Modern urban and regional economics (2nd ed.). Oxford University Press.
McCann, P., & van Oort, F. (2019). Theories of agglomeration and regional economic growth: A historical review. In R. Capello & P. Nijkamp (Eds.), Handbook of regional growth and development theories: Revised and extended second edition (pp. 6–23). Edward Elgar.
Mīrzāzādeh, H., & Parīzādī, T. (2018). Analysis of factors affecting regional development in Iran. Journal of Applied Researches in Geographical Sciences, 18(50), 179–198. https://doi.org/10.29252/jgs.18.50.179 [In Persian]
Myrdal, G. (1957). Economic theory and under developed regions. Methuen.
Ottaviano, G., & Thisse, J. F. (2004). Agglomeration and economic geography. In J. V. Henderson & J. F. Thisse (Eds.), Handbook of regional and urban economics (Vol. 4). Elsevier.
Parīzādī, T., & Mīrzāzādeh, H. (2018). Regional development in Iran with a distributive justice approach. Journal of Applied Researches in Geographical Sciences, 18(50), 179–198. https://doi.org/10.29252/jgs.18.50.179 [In Persian]
Pike, A., Rodríguez Pose, A., & Tomaney, J. (2017). Local and regional development (2nd ed.). Routledge.
Research Center of the Islamic Consultative Assembly, Economic Studies Office (Development and Planning Group). (2014). Collection of regional studies and land planning in Iran (1): Meta analysis of regional inequality in Iran (Report No. 14039). Research Center of the Islamic Consultative Assembly. [In Persian]
Ṣadr, S. M. B. (1996). Our economy [Iqtiṣādunā]. Islamic Propaganda Office. (In Arabic)
Storper, M., & Scott, A. J. (2009). Rethinking human capital, creativity and urban growth. Journal of Economic Geography, 9(2), 147–167. https://doi.org/10.1093/jeg/lbn052
Zarābī, A., & Īzadī, M. (2013). Analysis of Iranian provinces development. Spatial Planning (Geography), 3(8), 101–116. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22287485.1392.3.1.6.3 [In Persian]