نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

چکیده

انرژی برق نسبت به سایر حاملهای انرژی، ضمن داشتن نقش موثر در تولید و مصرف، اهمیت ویژه ای نیز در فرآیند تصمیم گیری اقتصادی و اجتماعی دارد. روند تغییرات مصرف برق در بخش خانگی طی سالهای گذشته نشان از رشد شدید مصرف آن در این بخش دارد. مصرف کل در بخش خانگی طی دوره 1356 ـ 1380 حدود 10 برابر و مصرف سرانه هر مشترک حدود 3 برابر شده است.
در این مقاله سعی شده است تا تقاضای برق خانگی استان خوزستان با تکیه بر مطالعات خارجی از سال 1951 تا 2002 و مطالعات داخلی از سال 1356 تا 1379 برآورد شود. برای تخمین معادله بلندمدت از روش 1OLS و برای تخمین معادله کوتاه مدت از روش 2ECM استفاده شده است. سری های زمانی مورد استفاده از سال 1356 تا 1380 انتخاب شده اند.
در این مطالعه ضمن بررسی سری های زمانی از نظر مانایی، فروض کلاسیک نیز در خصوص مدلهای برآوردی بررسی شده اند که این مدل ها با فروض کلاسیک کاملاً مطابقت دارند. نتایج حاصل از برازش مدل نشان می دهد: کششهای قیمتی و درآمدی در بلند مدت 0.97- و 1.22 و در کوتاه مدت 0.22- و 0.54 می باشد. گاز به عنوان کالای جانشین، دارای ضریب منفی در مدل است که نشان می دهد با وجود کاهش قیمت آن، مصرف برق افزایش یافته است که بیانگر مصرف همزمان گاز و برق می باشد. یکی از دلایل این امر می تواند ناشی از ایجاد حرارت به هنگام استفاده از گاز جهت پخت وپز، استفاده از لامپها و گرمایش آب و در نتیجه آن استفاده از وسایل خنک کننده و تهویه کننده برای پایین آوردن دمای محیط در ماه های گرم سال (حدود 7 ماه) باشد.
با مقایسه کششهای قیمتی و درآمدی تقاضای برق خانگی استان خوزستان می توان چنین استنباط کرد که تقاضای برق از سیاستهای قیمتی و درآمدی تاثیر می پذیرد و تاثیر سیاستهای درآمدی بیشتر از سیاستهای قیمتی است.

کلیدواژه‌ها