نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

چکیده

این پژوهش با استنتاج از منابع کتابخانه‌ای و استفاده از استنتاجات عقلی و دینی درصدد پاسخ به این سؤال است که در توابع رفاه اجتماعی مبتنی بر اعتقادات اسلام و لیبرالیسم تا چه اندازه به مطلوبیت‌های افراد جامعه بها داده می‌شود؟ به دیگر سخن، تأثیر توزیعی از مصادیق رفاهی مانند کالاها و خدمات در افزایش رفاه اجتماعی، تا چه حد به خواست، مطلوبیت و ترجیحات افراد از آن مصادیق رفاهی بستگی دارد؟ در این پژوهش، این معنا که در تابع رفاه به نوعی فردگرایی شهرت دارد، ابتدا در توابع رفاه مبتنی بر اندیشۀ لیبرالیسم، همانند توابع مطلوبیت‌گراها، رالز و آمارتیاسن و سپس در تابع رفاه مبتنی بر اندیشۀ اسلام مورد بررسی قرار می‌گیرد. حاصل این پژوهش آن است که همۀ توابع لیبرالیستی یادشده، به‌گونه‌ای تنها بر نقش مطلوبیت‌های افراد تأکید دارند. از نظرگاه این توابع، تنها در صورتی رفاه اجتماعی افزایش می‌یابد که مصادیق رفاهی از مجرای خواست و رضایت افراد جامعه عبور کنند؛ اما در تابع رفاه مبتنی بر مبانی اسلامی که هدف نهایی تقرب به خداوند متعال است، تنها آنچه انسان‌ها را در این مسیر توانمند می‌سازد در افزایش رفاه اجتماعی نیز تأثیر دارد. بدیهی است از میان مطلوبیت‌ها‌ نیز تنها آن‌هایی که بتوانند چنین نقشی را ایفا کنند در تابع رفاه اجتماعی حضور خواهند داشت.

کلیدواژه‌ها